وقتی عادت‌های روزمره، جرم می‌شوند!

25 آذر 1404 ۷ دقیقه مطالعه آرش بابائی

تصور کنید صبح از خواب بیدار می‌شوید، لباس خانه (زیرشلواری) را می‌پوشید تا لباس‌هایتان را در جوی آب بشویید، و ناگهان، رفتار کاملاً عادی روزمره‌تان شما را در تنگنای قانون قرار می‌دهد. این یک سناریوی فرضی نیست؛ این حقیقتی بود که شهروندان پایتخت ایران، تهران، در دهه‌های نخستین قرن سیزدهم خورشیدی (بخصوص پس از تصویب قانون مجازات عمومی در سال ۱۳۰۴) با آن دست و پنجه نرم کردند.

مسیر پرشتاب مدرنیزاسیون، که با ورود فناوری‌های جدید و گسترش شهر همراه بود، ناگزیر به تحمیل یک نظم نانوشته بر بافت سنتی شهر شد. این نظم جدید، که مرهون تلاش برای الگوبرداری از شهرسازی و قوانین اروپایی بود، بسیاری از عادت‌های دیرینه مردم را در تضاد با نظم عمومی قرار داد. اعمالی که تا دیروز بخشی از زندگی و فرهنگ مردمان تهران بودند، اما ناگهان تحت ماده ۲۷۶ قانون مجازات عمومی مصوب ۱۳۰۴ به تخلفی قابل مجازات (جریمه یا حبس) تبدیل شدند. نگاهی به این ممنوعیت‌ها، سفری است به ریشه‌های تولد دشوار مدرنیته در پهنه اجتماعی پایتخت.

تضاد فرهنگ و قانون؛ ماده ۲۷۶ و سلطه نظم عمومی

نقطه عطف این تحولات، ماده ۲۷۶ قانون مجازات عمومی مصوب ۱۳۰۴ بود. این ماده، که تحت عنوان «اخلال در نظم و آسایش عمومی» تعریف می‌شد، ابزاری قدرتمند در دست مأموران نظم برای پاکسازی چهره شهر از جلوه‌های نامنظم و سنتی بود.

چرا این ممنوعیت‌ها اعمال شدند؟

هدف اصلی، نه تنبیه افراد به خاطر بد ذاتی, بلکه ایجاد زیرساخت‌های بهداشت شهری و ترافیک بود. در شهری که فاضلاب از طریق جوی‌های روباز جاری بود و پیاده‌روها محلی برای کسب‌وکار و تعاملات اجتماعی بودند، اجرای قوانین مدرن نیازمند حذف این گونه تعاملات سنتی بود. شهروندان عادی که از بستر فرهنگی و معیشتی خود جدا می‌شدند، با قانونی مواجه بودند که اغلب آن را درک نمی‌کردند و آن را به مثابه سلب آزادی‌های ذاتی خود می‌دانستند. این تضاد، شکاف عمیقی میان حکومت در حال مدرن‌سازی و شهروندان سنتی ایجاد کرد. محمد جناب‌زاده در مجله «نغمه دنیا» و مجله «خواندنی‌ها» این وضعیت را به زیبایی به تصویر کشیدند و نشان دادند که چگونه یک «کفترباز» ساده ممکن بود به دلیل یک سرگرمی دیرینه، مجرم شناخته شود.

پرونده‌های جرایم عادی؛ دسته‌بندی تخلفات در فضای عمومی

۱. اشغال فضا و ایجاد خطر (نظم ترافیکی و ایمنی)

تخلف: قرار دادن اشیا در معابر، اشغال پیاده‌رو، و نگهداری حیوانات مزاحم در پیاده‌رو

چرا ممنوع بود؟ با افزایش تردد وسایل نقلیه (هرچند اندک) و نیاز به تعریف فضایی مشخص برای عابرین، اشغال پیاده‌روها به عنوان مانع جدی در برابر حرکت و نظم ترافیکی تلقی می‌شد. سد معبر، خطر سقوط اشیا از بام یا پنجره (که نیاز به تأمین ایمنی سازه‌ها داشت) منجر به جریمه می‌شد؛ اقدامی که پیش از آن با مسامحه همراه بود.

۲. بهداشت و آسایش عمومی (تولد بهداشت شهری)

تخلفات کلیدی: شستن لباس در جوی آب، انداختن آب دهان یا بینی در راه، گرد و خاک کردن با شاخه درخت برای تمیز کردن، و نگهداری زباله به شکلی که عفونت سرایت کند.

چرا ممنوع بود؟ این دسته، مهم‌ترین بخش گذار به شهر مدرن بود. جوی‌های آب، که پیش از آن کانال دفع فاضلاب و شست‌وشوی روزانه بودند، دیگر نمی‌توانستند مرکز بهداشت عمومی باشند. شهر مدرن نیازمند سیستم‌های فاضلاب مدون و دوری از منابع بیماری بود. این ممنوعیت‌ها مستقیماً با مفهوم «بهداشت عمومی» درگیر بودند و نقض آن‌ها می‌توانست منجر به شیوع بیماری‌های واگیر شود، لذا برخورد جدی‌تری با آن صورت می‌گرفت.

۳. رفتار در معابر و پوشش (هنجارهای اجتماعی جدید)

تخلفات کلیدی: تردد در خیابان با لباس خانه (مانند زیرشلواری)، آزار حیوانات با شلاق، آوازخوانی یا فریاد زدن در کوچه، و متلک‌پرانی و فحاشی عمومی.

چرا ممنوع بود؟ این ممنوعیت‌ها جنبه‌ای فرهنگی و امنیتی داشتند. لباس خانه نماد حریم خصوصی بود و خروج آن به فضای عمومی، مغایر با مفهوم «آراستگی شهری» تلقی می‌شد. همچنین، فریاد زدن و آزار علنی، اخلال در نظم عمومی و آسایش شهروندان محسوب می‌شد. این قوانین تلاش دولت برای یکسان‌سازی پوشش و رفتار در فضاهای عمومی بر اساس الگوهای مدرن شهرنشینی بودند.

۴. تفریحات ممنوعه و کسب‌وکارهای سنتی

تخلفات کلیدی: کفتربازی، جنگ انداختن قوچ‌ها، بادبادک‌بازی در پیاده‌رو، و همچنین ممنوعیت رمالی، غیب‌گویی و بخت‌گشایی.

چرا ممنوع بود؟ کفتربازی و قمار با حیوانات (مانند جنگ قوچ‌ها) علاوه بر ایجاد مزاحمت و خطر سقوط، مصداق «معرکه‌گیری» و اتلاف وقت عمومی تلقی می‌شدند. همچنین، مشاغل سنتی مانند رمالی، در چارچوب نگرش علمی و مدرن جدید، مصداق فریبکاری و سلب آسایش روانی مردم دانسته و ممنوع می‌شدند.
این ممنوعیت‌ها نشان‌دهنده تلاش برای حذف نمادهای فرهنگی-تفریحی قدیمی و جایگزینی آن‌ها با سرگرمی‌های رسمی‌تر شهری بود.

سلب آسایش شبانه و نزاع‌های خیابانی

فضای شبانه و تعاملات خشن شهری نیز از تیررس قانون‌گذاران دور نماند.

سلب آسایش شبانه: ایجاد سر و صدای بلند (رادیو، ساز و آواز) پس از ساعت ۱۲ شب، مستقیماً مغایر با «آسایش» بود. در شهری که برق و امکانات اولیه هنوز به طور کامل توزیع نشده بود، سکوت شب ارزش حیاتی داشت.

خشونت کلامی و فیزیکی: اصرار بیش از حد کسبه برای فروش، تمسخر مشتری، فحاشی و «معرکه‌گیری» در کوچه‌ها، نشان دهنده نیاز به تنظیم رابطه میان فروشنده و خریدار و مدیریت نزاع‌های کوچک خیابانی بود. پرتاب آب یا خاکروبه از بام، اوج بی‌احترامی به حریم خصوصی و نظم عمومی در ساعات مختلف شبانه‌روز تلقی می‌شد.

نتیجه‌گیری: تولد یک شهر مدرن با رنج‌های گذار

این فهرست بلندبالا، نه صرفاً مجموعه‌ای از مقررات خشک و بی‌روح، بلکه شرحی دقیق از یک «تولد دشوار» است. تهران در مسیر تبدیل شدن از یک شهر سنتی، متراکم و مبتنی بر روابط خویشاوندی و محلی، به یک پایتخت مدرن، با زیرساخت‌های جدید (نظیر خیابان‌های آسفالت شده و تعریف پیاده‌رو)، مجبور شد بسیاری از رفتارهای دیرینه مردم را قربانی کند. این گذار، که به ناگزیر از آزادی‌های نسبی و بی‌قیدوبند پیشین به سمت نظم سخت‌گیرانه جدید رخ داد، رنج‌های فرهنگی فراوانی را به همراه داشت؛ چرا که قانون، پیش از آنکه با فرهنگ مردم هماهنگ شود، با زور بر آن‌ها اِعمال می‌گردید. با این حال، نمی‌توان انکار کرد که همین مقررات سخت‌گیرانه، سنگ‌بنای بهداشت، نظم ترافیکی و امنیت در شهر امروزی تهران را پی‌ریزی کردند. تضاد میان زندگی روزمره مردم و ماده ۲۷۶ قانون، پنجره‌ای منحصربه‌فرد به ریشه‌های مدرنیته در ایران می‌گشاید؛ مدرنیته‌ای که با تغییر فیزیکی شهر آغاز شد و با جرم‌انگاری عادات روزمره، به عمق خانه‌ها و کوچه پس کوچه‌ها نفوذ کرد. این تاریخ اجتماعی، یادآور این نکته است که هر تحول عظیمی، هزینه‌ای از جنس درک متقابل و سازگاری فرهنگی طلب می‌کند.

آیا این مقاله برای شما مفید بود؟

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.

ورود / ثبت نام

ثبت نام یا ورود ساده در آکادمی آگاه

کد تأیید برای شما پیامک یا ایمیل می‌شود.