آتشی که ۱۵۰۰ سال همچنان می‌سوزد!

29 بهمن 1404 ۶ دقیقه مطالعه آرش بابائی

آیا می‌توان شعله‌ای را تصور کرد که طلوع و غروب سلسله‌های بزرگ، تجاوز سپاهیان، و گذار چندین تمدن را به تماشا نشسته باشد، اما نورش هرگز در پهنه گیتی خاموش نشده باشد؟ این روایت مهیب، سفر پر رمز و راز آتش مقدس ایرانی است که بیش از پانزده قرن است همچنان می‌سوزد و نمادی از پایداری ایمان و فرهنگ دیرینهٔ ماست.
این شعلهٔ مبارک، اکنون در آتشکدهٔ یزد (آتشکدهٔ ورهرام) فروزان است. بنای فعلی که شاهکار معماری دوران پهلوی اول است، صرفاً یک عبادتگاه نیست؛ بلکه صندوق امانتی است برای نگهداری یکی از شریف‌ترین فروزه‌های آتش مقدس زرتشتیان. این آتش، کهن‌ترین سند زندهٔ تاریخی جامعهٔ زرتشتی ایران است و بیش از ۱۵۰۰ سال تاریخ را در بطن خود ذخیره کرده است. این شعله، میراث‌دار فرهنگی است که ریشه در احترام مطلق به نور، گرما و روشنایی به عنوان مظهر عالی‌ترین مفاهیم دینی: اهورامزدا، راستی (اَشا) و روشنایی (آذر) دارد.
برای درک اهمیت این شعله، باید به دوران اوج قدرت زرتشتی، یعنی امپراتوری ساسانی (۲۲۴ تا ۶۵۱ میلادی) بازگردیم. بنا بر اسناد و منابع تاریخی، این آتش بهرام (آتش ورهرام) اصلی، احتمالاً در یکی از پرستشگاه‌های بزرگ پارس، شاید در نزدیکی استخر (استخر پارس)، افروخته شده است.
نقش محوری در این میان متعلق به موبد موبدان کرتیر است. کرتیر، روحانی قدرتمند در دوران فرمانروایی بهرام دوم و نرسه، در قرن سوم میلادی، انقلابی در سازماندهی دینی زرتشتی ایجاد کرد. او دستور داد که آتش‌های بزرگ‌تر و مهم‌تر، که به آتش ورهرام (آذر بَهرام) شهرت داشتند، در معابد اصلی و با نظارت دقیق موبدان عالی‌رتبه نگهداری شوند. این سازماندهی، تضمین کرد که آتش، به جای آنکه در خانه‌ها یا آتشکده‌های کوچک محلی خاموش شود، به عنوان نماد اقتدار و پایداری شاهنشاهی حفظ گردد. آتش یزد، به طور قطع یکی از همان آتش‌های بنیادین است که زیر نظر کرتیر سازماندهی شد

اجاق خانوادگی و پیوند با آتش مقدس

مفهوم اجاق در زندگی روزمرهٔ ایرانیان باستان، تبلور پیوند نزدیک دین و زندگی بود. هر خانواده موظف بود تا شعلهٔ کوچک و مطهری از آتش مقدس اصلی آتشکده را به خانه خود ببرد و آن را اجاق بنامد.
این پیوند چنان حیاتی بود که خاموشی ناگهانی اجاق یا عدم توانایی در روشن کردن آن، ضربه‌ای روحی به خانواده محسوب می‌شد و به اصطلاح “کور شدن اجاق” می‌نامید. دعای مشهور”اَجاقَت سبز باد” که برای آرزوی برکت و تداوم نسل‌ها به کار می‌رفت، ریشه در همین باور داشت که شعلهٔ خانه، نماد حیات و سرسبزی خانواده است. علاوه بر این، آتشکده محلی برای دادرسی (دادگاه‌های باستانی که قضاوت توسط موبد انجام می‌گرفت)، تعلیم دین و بزرگداشت جشن‌های ملی مانند سده (جشن آتش) و نوروز بود.

پنهان‌کاری و انتقال قهرمانانه

پس از حملهٔ اعراب و سقوط ساسانیان، وظیفهٔ موبدان و زرتشتیان به “حفظ بقا” تغییر یافت. این آتش ورهرام، به جای آنکه در یک مکان واحد باقی بماند، سفری طولانی و قهرمانانه را آغاز کرد که شاهد تعهد بی‌حد و مرز مؤمنان بود.

محل اولیه (نخستین مکان انتقال)

این شعله در ابتدا از پارس به آتشکدهٔ کاریان در لارستان منتقل شد.

اقامت طولانی در عقدا

این آتش حدود ۷۰۰ سال در عقدا (از توابع لارستان در منابع قدیمی‌تر یا منطقه‌ای نزدیک به آن) محافظت شد، جایی که به عنوان مرکز تجمع پنهانی زرتشتیان آن عصر خدمت می‌کرد.

انتقال به اردکان

در سال ۵۲۲ خورشیدی (۱۱۷۴ میلادی)، همزمان با اوج ناآرامی‌ها، موبدان تصمیم گرفتند آن را به مکان امن‌تری در نزدیکی اردکان (روستاهای شریف‌آباد و ترک‌آباد) ببرند و حدود سه قرن در خانه‌ای آجری و گمنام محافظت شد.

ورود به قلب یزد

در نهایت، در سال ۸۵۲ خورشیدی (۱۴۷۴ میلادی)، این میراث گرانبها به یزد، که به پناهگاه اصلی زرتشتیان تبدیل شده بود، آورده شد. ابتدا به خانهٔ موبد تیرانداز آذرگشسب در محلهٔ خلف خان علی سپرده شد تا امنیت بیشتری داشته باشد.

نقطهٔ عطف نهایی این ماجرا، سال ۱۳۱۳ خورشیدی است که با توسعه و تکمیل بنای باشکوه آتشکدهٔ کنونی یزد، این آتش مقدس به جایگاه دائمی و باشکوه خود در تالار اصلی منتقل گردید. امروز، تالار اصلی آتشکده یزد، نه صرفاً یک بنا، بلکه کالبدی معاصراست که برای حفظ میراثی باستانی طراحی شده است. این شعلهٔ ورهرام، که در برابر دیدگان عموم، درون حوضچه‌ای از سنگ مخصوص (که خود نمادی از پاکی و پایداری زمین است) فروزان است، فاصله‌ای نمادین با انسان‌ها دارد. این محدودیت دسترسی، نه از باب منع، بلکه از جهت حفظ قداست و جلوگیری از هرگونه آلودگی یا خاموشی ناخواسته است؛ تنها موبدان منتخب، وارثان مستقیم آن عهد باستانی، حق دارند تا این آتش را پاسداری کنند. این شعله، اکنون دیگر تنها یک میراث دینی نیست؛ بلکه فسیلی از تاریخ زرتشت است که سختی‌ها را پشت سر گذاشته است. سفر پانزده قرنی آن، از پایتخت‌های ساسانی تا کویر یزد، داستانی حماسی از استقامت جمعی، فداکاری موبدان خاموش و ایمان یک ملت است که حاضر نشدند نور روشنایی و راستی (اَشا) را به تاریکی بسپارد. آتشکده یزد، در این نقطهٔ جغرافیایی و تاریخی، به مهم‌ترین نماد فرهنگی و مذهبی زرتشتیان ایران تبدیل شده است؛ پلی مستحکم که شکوه هزاران سال تاریخ اعتقادی ایران را به زمان حال پیوند می‌زند. بازدید از آن، ادای احترام به تمامی کسانی است که در سایهٔ همین شعله، ایستادگی کردند تا نور خرد و اهورایی هرگز در این سرزمین فرو نمی‌رود. این شعله، نه تنها می‌سوزد، بلکه میراث ما را برای آیندگان نیز مشتعل نگه داشته است.

آیا این مقاله برای شما مفید بود؟

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.

ورود / ثبت نام

ثبت نام یا ورود ساده در آکادمی آگاه

کد تأیید برای شما پیامک یا ایمیل می‌شود.